آدم نماها که کمتر شدند آدمها بیشتر به چشم آمدند
مغزهای آکبند
بسیار شبیه به مغزهای دیگر، ولی استفاده نشده و آکبند
2.5.12
در
| ☺ |
مگس همین که خواست به اتاق وارد شود در با یک کشیده/سیلی به صورتش بسته شد
درهای رحمت خدا که به رویش بسته شد شروع به سنگ اندازی به طرف آنها کرد
به هردری زد کسی باز نکرد آخر از در دزدی وارد شد
برای تملق گویی از در محبت وارد شد
در را که بست اتاق خفه شد
درهای رحمت خدا که به رویش بسته شد شروع به سنگ اندازی به طرف آنها کرد
به هردری زد کسی باز نکرد آخر از در دزدی وارد شد
برای تملق گویی از در محبت وارد شد
در را که بست اتاق خفه شد
برچسب:
کاریکلماتور
19.4.12
درخت و جنگل
| ☺ |
درخت کاج کمرش که شکست به ساختمان های اطراف حس غرور دست داد
خورشیدِ تابستان درختان را به جان هم انداخت ،جنگل آتش گرفت
درخت که از شاخ و برگ افتاد باد دیگر به ملاقاتش نیامد
درخت چوب ِخودش را می خورد / تبر
درخت به پای زمین پیر شد
جنگل نمایشگاه درختان است
نمودار درختی تشنه نمی شود
خورشیدِ تابستان درختان را به جان هم انداخت ،جنگل آتش گرفت
درخت که از شاخ و برگ افتاد باد دیگر به ملاقاتش نیامد
درخت چوب ِخودش را می خورد / تبر
درخت به پای زمین پیر شد
جنگل نمایشگاه درختان است
نمودار درختی تشنه نمی شود
برچسب:
کاریکلماتور
11.4.12
سکه
| ☺ |
صندوق صدقات سکه ام را خورد
خصلت اخلاقی سکه ها دورویی ست
سکه ها از سوراخ جیب پولدار به التماس ِ پایش می افتند
هر چه سکه را بالا پایین انداخت یک روی راست به اونشان نداد
خصلت اخلاقی سکه ها دورویی ست
سکه ها از سوراخ جیب پولدار به التماس ِ پایش می افتند
هر چه سکه را بالا پایین انداخت یک روی راست به اونشان نداد
برچسب:
کاریکلماتور
8.4.12
پلک
| ☺ |
پِلک ها هرثانیه شرمنده می شوند
چشمایش به زیر سایه ی پلک هایش نشسته بود
با یک پلک برهم زدن خوابش به صدا در آمد
چشمایش به زیر سایه ی پلک هایش نشسته بود
با یک پلک برهم زدن خوابش به صدا در آمد
برچسب:
کاریکلماتور
3.4.12
جاروبرقی
| ☺ |
جارو برقی از فرش خورده خورده حرف می کشید
جارو برقی که به خانه آمد جارو دستی به نشانه ی اعتراض دستش را از گلیم دراز تر کرد
جارو دستی در حیاط زیر آفتاب حسرت جاروبرقی در حال را می خورد
جارو برقی با برق ، جارو دستی با دست ِ من روشن می شود
خاک زیاد دل جارو برقی را گرفت، سکته کرد ،دیگر نفس نمی کشید
موتور جارو برقی خواب رفت و دیگر بیدار نشد
جاروبرقی شکمش را از راه آشغال خوردن سیر میکند
جارو برقی که به خانه آمد جارو دستی به نشانه ی اعتراض دستش را از گلیم دراز تر کرد
جارو دستی در حیاط زیر آفتاب حسرت جاروبرقی در حال را می خورد
جارو برقی با برق ، جارو دستی با دست ِ من روشن می شود
خاک زیاد دل جارو برقی را گرفت، سکته کرد ،دیگر نفس نمی کشید
موتور جارو برقی خواب رفت و دیگر بیدار نشد
جاروبرقی شکمش را از راه آشغال خوردن سیر میکند
برچسب:
کاریکلماتور
1.4.12
سبزه
| ☺ |
سبزه ها سیزده به در مسافر رودخانه اند
سبزه به پای خاک گره خورد زمین گیر شد
سبزه آنچنان به خود گره خورد که خفه شد
آب که قطع شد سبزه از رنگ و رو افتاد
سبزه به پای خاک گره خورد زمین گیر شد
سبزه آنچنان به خود گره خورد که خفه شد
آب که قطع شد سبزه از رنگ و رو افتاد
مراسم عزاداری سبزه ها سبزه* زار*ان بود
توی تاریکی درخت جلوی چشمانش سبز شد
توی تاریکی درخت جلوی چشمانش سبز شد
سبزه از برق نگاه خورشید خشک شد
چمن ها را سر میزنند مبادا قد بکشند
چمن ها را سر میزنند مبادا قد بکشند
برچسب:
کاریکلماتور
23.3.12
440
| ☺ |
انقدراین دست و آن دست کرد فرصت از دستش افتاد.
برچسب:
کاریکلماتور
19.3.12
13.3.12
438
| ☺ |
روحش که تشنه می شد به سراغ آدم ها می رفت تا از چشمه ی زبانشان به او محبت خورانده شود
برچسب:
کاریکلماتور
12.3.12
11.3.12
436
| ☺ |
دعوا که اوج گرفت نرخ پایین آمد همه شروع کردند به نرخ تعیین کردن
برچسب:
کاریکلماتور
10.3.12
8.3.12
434
| ☺ |
دست و دل ِ دزد جز تو جیب مردم به هیچ جا نمی رفت
برچسب:
کاریکلماتور
2.3.12
21.2.12
پائولو کوئلیو
| ☺ |
انسان های عادی از بی عدالتی الهی شکوه می کنند، به قدرت حسد می ورزند،از دیدن لذت دیگران رنج می برند،نمی فهمند که هیچ کس لذت نمی برد،همه نگرانند ، ناامنند،عقده ی عظیم حقارت را پشت جواهرات و ماشین ها و کیف های پر از پولشان پنهان می کنند
برچسب:
برنده تنهاست
18.2.12
9.2.12
431
| ☺ |
جیرجیرک شب رو از تنهایی در آورد
شب هیچوقت خورشید رو به روی خودش نیاورد
تاریکی ِ شب دلش به روشنی ِ ماه قرص بود
شب و روز هیچوقت دستشان به هم نمی رسد
شب هیچوقت خورشید رو به روی خودش نیاورد
تاریکی ِ شب دلش به روشنی ِ ماه قرص بود
شب و روز هیچوقت دستشان به هم نمی رسد
برچسب:
کاریکلماتور
4.2.12
آلبرکامو-سقوط
| ☺ |
تنها از طریق بدجنسی می توان به دفع حمله پرداخت. از این روست که مردم برای اینکه خود محاکمه نشوند در محاکمه کردن شتاب می کنند
برچسب:
توجیه کردن
3.2.12
430
| ☺ |
1. به محض اینکه قضیه روشن شد حضار خاموش شدند
2.بغض ستاره ترکید آسمان روشن شد
3. دانش آموز تکلیفش رو روشن کرد سپس شروع کرد به مشق نوشتن
4.زن/مرد دلش روشن بود همه را به مهمانی در دلش دعوت می کرد
5.روشن فکر به فکرهای خاموش روشنی می بخشید
2.بغض ستاره ترکید آسمان روشن شد
3. دانش آموز تکلیفش رو روشن کرد سپس شروع کرد به مشق نوشتن
4.زن/مرد دلش روشن بود همه را به مهمانی در دلش دعوت می کرد
5.روشن فکر به فکرهای خاموش روشنی می بخشید
برچسب:
کاریکلماتور
1.2.12
429
| ☺ |
تنها حسی که در عاشق از بین نمیره حسادته ، همه ی حس ها بعد از فراموشی میمیرن اما حسادت همچنان زنده است
برچسب:
دوست داشتن
9.1.12
5.1.12
4.1.12
1.1.12
425
| ☺ |
آدم برفی جلوی خورشید از خجالت آب شد
آدم برفی تنها آدمیست که روی پای خودش نمی ایستد
آدم برفی پایش را از زمین قرض می کند
آدم برفی تنها آدمیست که روی پای خودش نمی ایستد
آدم برفی پایش را از زمین قرض می کند
برچسب:
کاریکلماتور
6.12.11
3.12.11
پول
| ☺ |
از جمله میکروب های مفید چرک کف دست رو میتوان نام برد
برچسب:
بی ضرر,
میکروب مفید